۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

مد

یا محیی

چقدر خنکـ ه الهی

چقدر لطیفـ ه خداجون

آب بالا اومده ، یه جورایی مد شده ...

اصلا انگار نه انگار که ... وضعـ م رو میگم دیگه

.

.

.

آآخـــــــــیش

___________________________

*روزنوشت یک جمجمه در ساحلی داغ

**وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد مرده آن تن که بدو مژده جانی نرسد

وای آن دل که ز عشق تو در آتش نرود همچو زر خرج شود هیچ به کانی نرسد

سخن عشق چو بی درد بود بر ندهد جز به گوش هوس و جز به زبانی نرسد

0 همراه: