یا حی
السلام علیک یا حسن بن علی یا امامنا العسکری
السلام علیک یا ابا الحجه
ابـن بـابـويـه بـه سـنـد مـعـتبر از محمّد بن حسن روايت كرده است كه حضرت امام حسن عسكرى عليه السـلام در روز جـمعه هشتم ماه ربيع الاول سال دويست و شصتم از هجرت وقت نماز بامداد بـه سـراى بـاقـى رحـلت فـرمـود . از عـمـر شـريـف آن حـضـرت بـيـسـت و نـه سـال گـذشـته بود و بعضى بيست و هشت نيز گفته اند و مدت امامت آن حضرت نزديك به شش سال بود.
شـيـخ طـوسـى بـه سـند خود روايت كرده از ابوسليمان داود بن غسان بحرانى كه گفت : خواندم نزد ابوسهل اسماعيل بن على نوبختى كه شيخ متكلمين از اصحاب ما بوده در بغداد و صـاحـب جـلالت بـوده در ديـن و دنـيـا و كـتـى تـصنيف كرده از جمله ( كتاب الا نوار در تـواريـخ ائمـه اطـهـار عـليـهـم السلام ) كه فرمود ولادت با سعادت حضرت حجة بن الحـسـن عـليـه السـلام بـه سامراء واقع شد سال دويست و پنجاه و شش . والده آن حضرت نـامـش صـيـقـل و كـنـيـه آن حـضـرت ابـوالقـاسـم بـوده بـه هـمـيـن كـنـيه وصيت كرده بود رسـول خـدا صـلى اللّه عليه و آله و سلم و فرموده اسم او اسم من و كنيه او كنيه من است ، لقـب او مـهـدى اسـت و او اسـت حـجـت و امـام مـنـتـظـر و صـاحـب الزمـان عـليـه السـلام . پـس ابوسهل گفت كه داخل شدم بر امام حسن عسكرى عليه السلام در مرضى كه به همان مرض از دنـيـا رحـلت فـرمـود و در نـزد آن حـضـرت بـودم كه امر فرمود خادم خود عقيد را ـ و اين خـادمـى بـود سـيـاه از اهـل نـوبـه و خدمت كرده بود حضرت امام على نقى عليه السلام را و پـروريـده و بـزرگ كـرده بـود امـام حـسـن عليه السلام را ـ فرمود: اى عقيد! بجوشان از بـراى مـن آب را بـا مـصـطـكـى ، پـس جـوشـانـيـد و صـيـقـل جـاريـه كـه مـادر حضرت حجت عليه السلام باشد آن آب را براى امام حسن عسكرى عـليـه السـلام آورد. پـس هـمـين كه قدح را به دست آن حضرت داد و خواست بياشامد و دست مـباركش لرزيد و قدح به دندانهاى ثناياى نازنينش خورد پس قدح را از دست نهاد و به عـقـيـد فـرمـود داخـل ايـن اطـاق مـى شـوى مـى بـيـنـى كـودكـى را بـه حـال سـجـده ، او را بـيـاور نـزد مـن . ابـوسـهـل گـويـد كـه عـقـيـد گـفـت مـن داخل شدم به جهت پيدا كردن آن طفل ناگاه نظرم افتاد به كودكى كه سر به سجده نهاده بـود و انـگـشت سبابه را به سوى آسمان بلند كرده بود پس سلام كردم بر آن جناب آن حضرت مختصر كرد نماز را و چون تمام كرد عرض كردم كه سيد من مى فرمايد تو را كه نـزد او بـروى ، پـس در ايـن هنگام مادرش صيقل امد و دستش را گرفت و برد او را به نزد پـدرش امـام حـسن عليه السلام ، ابوسهل مى گويد: چون آن كودك به خدمت امام حسن عليه السـلام رسـيـد سـلام كـرد نـگاه كردم بر او، ( وَ اِذا هَُو دُرِّىُّ اللُّؤ نِ وَ فى شَعْرِ رَاءْسِهِ قـَطـَطُ مـُفـَلَّجُ الاَسـْنانِ ) ؛ يعنى ديدم كه رنگ مباركش روشنايى و تلا لو دارد و موى سـرش بـه هـم پـيـچيده و مجعد است و مابين دندانهايش گشاده است ، همين كه امام حسن عليه السـلام نـگـاهـش بـه كـودكـش افـتـاد بـگـريـسـت و فـرمـود: يـا سـَيـَدَ اَهْل بَيْتِِه اَسْقِنى الْماء فَاِنّى ذاهِبٌ اِلى رَبّى : اى سـيـد اهل بيت خود! مرا آب بده همانا من مى روم به سوى پروردگار خود، يعنى وفاتم نـزديـك شده .
پس آن آقازاده آن قدح آب جوشانيده با مصطكى را گرفت به دست خويش و حـركـت داد لبهايش را و سيرابش كرد، چون امام حسن عليه السلام آب را آشاميد فرمود: مرا مـهـيـا كـنـيـد از بـراى نـمـاز. پـس در كـنـار آن حـضـرت دسـتـمـالى افـكـنـدنـد و آن طـفـل وضـو داد پـدر خـود را بـه يـك مـرتـبـه ، يـك مـرتـبـه ، يـعـنـى بـه اقـل واجـب و مسح كرد بر سر و قدمهاى او، پس امام حسن عليه السلام به وى فرمود: بشارت بـاد تـو را اى پـسـرك من ! تويى صاحب الزمان و تويى مهدى و حجت خدا بر روى زمين و تـويـى پسر من و كودك من و منم پدر تو، تويى محمّد بن الحسن بن على بن محمّد بن على بـن مـوسـى بـن جـعفر بن محمّد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام و پـدر تـو اسـت رسـول خـدا صـلى اللّه عـليـه و آله و سـلم و تـويى خاتم ائمه طاهرين و بـشـارت داد به تو رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم و نام و كنيه داد تو را، و اين عهدى است به سوى من از پدرم و از پدرهاى طاهرين تو.
( صَلَّى اللّهُ عَلى اَهْلِ الْبَيْتِ رَبَّنا اِنَّهُ حَميدٌ وَ مَجيدٌ ) .
پـس وفـات كـرد امام حسن عليه السلام در همان وقت صلوات اللّه عليهم اجمعين .(65)
( صَلَّى اللّهُ عَلى اَهْلِ الْبَيْتِ رَبَّنا اِنَّهُ حَميدٌ وَ مَجيدٌ ) .
پـس وفـات كـرد امام حسن عليه السلام در همان وقت صلوات اللّه عليهم اجمعين .(65)
شـيـخ طـوسـى روايـت كـرده از حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام كه فرمود: قبر من در سرّ من راى امان است از براى اهل دو جانب از بلاها و عذاب خدا.(66)
مـجـلسى اول رحمه اللّه ( اهل دو جانب ) را به شيعه و سنى معنى كرده و فرموده كه بـركـت آن حـضرت دوست و دشمن را احاطه كرده است چنانكه قبر كاظمين عليهم السلام سبب امان بغداد شد.
آجرک الله یا صاحب الزمان
عجل الله تعالی فرجک الشریف

1 همراه:
آغاز ولایت مولامون مبارک
متن هم عالی بود
م
ارسال یک نظر